میدونین چیه؟
حرف زدنم اینجا کار احمقانه ای هست نه؟
چون سال تا سال کسی به این وبلاگ حتی سر هم نمیزنه
یه سوال !
واقعا این دنیا چه قدر ارزش داره ؟
یعنی واقعا این دنیا چه قدر ارزش داره که این کارها رو میکنیم ؟
۴ روز زندگی کردن چه ارزشی داره که همدیگه رو خرد میکنیم ؟
میپرسین مگه دختر کمه که چسبیدی به این نگین !
شماها جای من نیستید بدونید چی کشیدم
نگین یه دختر نبود . یه اعتقاد بود ! کسی یا چیزی بود که ۹۹٪ وجود من رو به من برگردوند .
نگین انسان نبود . نمیدونم چی بود که اومد تو زندگی من و تا اومدم به خودم بیام تنهام گذاشت .
این همه دختر خوشگل و مهربون تو شیراز هست اما من هر کدوم رو که میبینم پیش خودم میگم نگین از همه ایناها سر بود . نگین خیلی بزرگ بود . خیلی ...
نگین تو اشتباه کردی چون من خودم رو دوست نداشتم . من واقعا تو رو دوست داشتم و دارم و خواهم داشت .
به خاطر کاری که کردی یه جورایی بهت حق میدم اما بدون حتی یه ذره از علاقه من به تو کم نشده . حتی یه ذره .
انتظار خیلی بده اما اگه واسه برگشتن نگین باشه بد نیست .
میدونین به چی دلم خوش هست ؟
به این که میگن عاشق های واقعی ۲ بار به هم میرسن .
پس من میمونم تا ثابت کنم واقعا عاشقش بودم.و منتظر برگشتنش هستم .
پس به اسم مقدس نگین قسم میخورم که تا عمر دارم با هیچ دختری رابطه نداشته باشمو فقط و فقط با نگین باشم و با خاطراتش زندگی کنم .
به امید روزی که نگین برگرده و دوباره از صفر شروع کنیم و همه چیزو جبران کنیم .
بهم قول داده که اگه شرایطش درست بشه برمیگرده. این حرفش تنها امید من به زندگی هست .